صفحات این شماره

تعداد بازدید : 17
روز توجه بیشتر به دانشآموزها


ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 40
2 فایده مهم بوسیدن فرزندان
خیلی طبیعی است که پدر و مادرها فرزندان خود را در آغوش بکشند و ببوسند. دلیل این کار هم مشخص است، عشق و علاقهای که به فرزندان خود داریم باعث این کار میشود اما شاید برایتان جالب باشد که بدانید این بوسیدن و در آغوش کشیدن دو فایده مهم برای کودک دارد:
باعث افزایش آیکیو و هوش کودک میشود
ممکن است شما شنیده باشید که بغل کردن، بوسیدن و محبت کردن به کودک باعث مشکلات رفتاری و وابستگی کودک میشود اما باید به شما بگوییم این حرف کاملا اشتباه است. تحقیقات اخیر نشان میدهد محبت، بوسیدن و در آغوش کشیدن کودک باعث افزایش آیکیو و هوش او میشود. تحقیقاتی که در مرکز پزشکی واشنگتن با انجام اسکن مغزی از کودکان انجام شده است نشان میدهد کودکانی که عشق و محبت بیشتری دریافت کردند، 10 درصد هیپوکامپ(مرکز یادگیری و حافظه در مغز) بزرگ تری دارند نسبت به کودکانی که عشق و علاقه و توجه کمتری را دریافت کردهاند و این عشق و علاقه و محبت را پدر و مادر میتوانند از طریق بوسیدن و در آغوش کشیدن و لمس کردن کودکان به آنها بدهند. دریافت این توجه و عشق و محبت باعث احساس امنیت در کودک و در نهایت باعث اتصالات نورونی و رشد بیشتر مغز کودک میشود که این موضوع به باهوش شدن کودک می انجامد.
باعث آموزش شناخت و همدلی به کودک میشود
ابراز علاقه به کودک، علاوه بر ایجاد ارتباط بهتر بین کودک و والدین، باعث رشد بهتر شخصیت و رفتار کودک میشود. کودکانی که توجه فیزیکی از پدر و مادر خود دریافت میکنند، بیشتر به اهمیت نیازها و احساسات دیگر افراد آگاه هستند و در کودکی و بزرگ سالی رفتار بهتری را با دیگران و تعاملات بیشتر و بهتری را با دوستان و اعضای خانواده خود دارند.
نکته مهم:
این دو نکته را گفتیم تا یادآور شویم حتما قبل از خواب، فرزندتان را ببوسید و در آغوش بگیرید و به او بگویید چقدر دوستش دارید تا کمک زیادی به کودکتان برای تضمین موفق شدنش در آینده کرده باشید.
منبع: همشهری آنلاین

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 29
ما و شما
* اختلاف طبقاتی در دنیا داره زیاد میشه و برای هیچ کسی هم مهم نیست. البته جالب بود که تقریبا تمام خانوادههایی که در پرونده زندگیسلام بهشون اشاره شده، ژن خوب نبودن و تقریبا از صفر شروع کردن. به خصوص اون خانواده «مارس» که از شیرینی خانگی به بزرگترین کارخانه شکلاتسازی رسیدن. محترم، خیاط
* یک هزار و 661 هزار میلیارد تومان که مال ثروتمندترین خانواده جهانه، یعنی چقدر؟ مغزم سوت کشید! اگر پراید 50 میلیون باشه، با این پول میشه 33 میلیون پراید خرید!
* این صفحه سلامت، کلا روی اعصابه. آخه با عشق من یعنی آدامس هم در افتادین و میگین چون اضافه وزن دارم، نباید بخورم. یکی به داد من برسه!
* از خانم علی علیپور با قرارداد تپلی که شوهرش با پرسپولیس بسته، عجیب بود که رفته سراغ قاب آیفون 11! چقدر هم خیت شده که همه فهمیدن! خخخ!
* تیتر «چهار نعل به سوی ثروت» که در پرونده رمز و رازهای خانوادههای ثروتمند دنیا زدید، نشان از عصبانیت شما و حسادت نویسنده به چنین خانوادههایی و ثروتشان دارد.
ماوشما: تیتر ما اشاره به لوگوی شرکت هرمس داره که چند اسب در حال دویدن هستند.
* چرا در زندگی سلام پروندهای درباره سبک زندگی مردم لبنان کار نمیکنید؟
* پرونده امروز فقط حسرت ما رو برانگیخت. ما کجا، اونا کجا؟ راستی از قطع شدن یارانه ها خبر جدیدی ندارید؟
* خانم وافر، این داستان مراجعه کننده شما شبیه یکی از زنهای فامیل ما بود که جدا شد سر این که شوهرش کچل بود. من خانمم ولی واقعا بعضی زنها، خوب فکر نمیکنند و بر اساس حرف دیگران، تصمیمهای تلخی میگیرند.

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 54
در زمان عصبانی شدن باید یک لیوان یا ظرف را بشکنم!
نویسنده : دکتر رضا یعقوبی| روان شناس سلامت

گاهی روشهایی که برای بیان عصبانیت خود به کار میبریم، نه تنها تاثیر مثبتی بر حل مشکل ندارد بلکه وضع را از آن چه هست، بدتر میکند. عوامل مختلفی میتواند در زود عصبانی شدن افراد موثر باشد از جمله نارضایتی از شرایط موجود، انتظارات برآورده نشده، مصرف سیگار یا مواد مخدر و ... . با این حال و با توجه به پیامکتان مشخص است تحت تاثیر حرفهای افراد خانواده تا این حد عصبی میشوید که به شکستن ظرف یا لیوان اقدام میکنید اما چون ما هنوز اطلاعات دقیقی از شما نداریم، به طور قطع نمیتوانیم درباره دلایل این مشکل شما نظر بدهیم. با این حال، چند توصیه به شما داریم.
به احساساتتان احترام بگذارید؛ امّا ...
احترام گذاشتن به احساسات یعنی به رسمیت شناختن آنها. یعنی قبل از هر اقدامی بتوانید به خود بگویید الان چه حسی دارید: عصبانی هستید یا خوشحال؟ سرحالید یا ناراحت؟ هیچ یک از احساسات ما غیرواقعی نیست. حتما دلیلی برای آن وجود دارد؛ امّا مدیریت آن احساس مهم است.
به عاقبت کارتان فکر میکنید؟
وقتی عصبانی هستید قبل از هر اقدامی چند لحظه مکث کنید. از اقدام عجولانه خودداری و سعی کنید به خودتان فرصت تصمیمگیری بدهید. با خودتان فکر کنید هرگاه عجولانه اقدام کردید چه عواقبی داشته است؟ آیا باز هم شکستن ظرفها میتواند سودی برای شما داشته باشد؟ در ضمن مشکلاتتان را با خانواده از راه گفتوگو و منطق حل کنید. در فرصتهای عادی و در فضای مناسب (موقع خوردن چای و ...) درباره موضوعاتی که به خاطر آن عصبی میشوید، حرف بزنید و انتظارات خودتان را با اعضای خانواده در میان بگذارید. متقابلا انتظارات اعضای خانواده را از خودتان بشنوید و درباره توانایی انجام دادن یا ندادن آنها گفتوگو کنید. این کار باعث پیشگیری از تنش و عصبانیت در فضای خانواده میشود.

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 54
شیکپوشی به رنگ پاییز
در فصل پاییز خوب است که لباس، کیف و کفشمان هم تحتتاثیر رنگهای فصلی قرار بگیرند
نویسنده : فاطمه قاسمی | مترجم منبع: outfittrends، bestproducts
عالی مثل یشمی و پستهای :انتخاب رنگهای نزدیک به سبز مثل یشمی، پستهای و زیتونی برای لباسهایی که در این فصل میپوشید، عالی به نظر میرسد. این رنگها میتواند رنگ پوشش غالب مانتو، پالتو یا کت شما باشد و با شال گردن یا کیف زرد، آبی، مشکی و سفید تناسب خوبی دارد. برای افرادی که علاقهای به رنگهای تند ندارند، این رنگ گزینه مناسبی است و به دلیل خنثی بودن، به سادگی با بیشتر رنگها جور در میآید.
نارنجی و زرد بارزترین رنگهای پاییز:ترکیب نارنجی با کیف و کفش قهوهای سوخته بسیار شیک است. پوشش زرد را باید با رنگهای سرمهای، بنفش، خاکستری و مشکی هماهنگ کنید. مراقب باشید برخی رنگهای تند در ظاهر شما غالب نشود و از نظر بصری نامطلوب به نظر نرسد.
رنگ قرمز تیره گرمترین رنگ پاییزی:این رنگ را به راحتی میتوان با رنگ مشکی هماهنگ کرد. مثلا میتوانید کیف و چکمه آلبالویی را با پالتوی چرم یا فوتر و بارانی مشکی هماهنگ کنید. دقت کنید سر تا پا پوشیدن به این رنگ آن هم برای تیپهای راحت و روزمره بانوان چندان مطلوب نیست. بهتر است از سایههای تیره و روشن این رنگ در ترکیب با رنگهای دیگر استفاده کنید.
تضاد در پاییز با سرزندگی طرحهای گلگلی:شال گردن، روسری یا کیف دستی با گلهای گرمسیری روشن و شاد با مانتو یا پالتوی ساده که بیشتر یادآور فصلهای گرمتر سال هستند، در یک روز بارانی و سرد باعث ایجاد حس شادی در وجودتان میشود. در ضمن مانتوهای پرطرفدار چهارخانه با طیفی از رنگهای گرم به همراه شلوارکتان یا جین، ایدهای مناسب برای پوشش پاییزی است. لباسهای شطرنجی یا چهارخانه معمولا غیررسمی هستند و راه آسان رسمیتر کردن این تیپ، پوشیدن چهارخانهها با شلوار کتان سیاه است.
طوسی، همنشینی عالی با همه رنگها :ست طوسی با رنگهای دیگر هماهنگی خوبی دارد. یکی از ترکیب رنگهای زیبا و رسمی برای پاییز، ترکیب رنگهای زرشکی و طوسی است. پوشیدن پالتو یا مانتو ی پشمی پاییزه طوسی به عنوان لباس رویه به همراه شال گردن و روسری با رنگهای گرم مثل آجری، قرمز و زرد پاییزی ایدهآل به نظر میرسد.

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.

تعداد بازدید : 126
غمگینی تحمل ناپذیر متولدشدن!
در گفت و گو با یک روان شناس بررسی کردیم: چرا بعضی از ما در سالروز تولدمان اندوهگین میشویم؟
نویسنده : الهه توانا| روزنامهنگار

دلیل ناراحت شدن در روز تولد چیست؟
از منظرهای مختلف میتوان به ماجرا نگاه کرد اما دیدگاهی که این غم را دقیقتر توجیه میکند، رویکرد روانشناسی وجودی است. این رویکرد میگوید همه ما از اضطرابهایی طبیعی رنج میبریم؛ اضطراب تنهایی، اضطراب مرگ و ... . وقتی یک سال دیگر از عمرمان میگذرد و به مرگ نزدیکتر میشویم، تأمل میکنیم. این تأمل که اصولا در موقعیتهایی با نشانه گذشت زمان و گذر عمر سراغمان میآید، مثل تولد و عید نوروز و تمام شدن سال تحصیلی، طبیعی است؛ اما وقتی به غمی عمیق تبدیل میشود، احتمالا نشانه آن است که خیلی از آنچه بر ما گذشتهاست، راضی نیستیم. به این وضعیت در روانشناسی وجودی، میگویند «زندگی نزیسته»؛ یعنی زنده بودهام اما زندگی نکردهام. این جمله برای هرکس معنای متفاوتی دارد؛ یکی میخواهد آدم تأثیرگذاری باشد، یکی دنبال آموختن است، هرکس ارزشهای متفاوتی دارد که وقتی مطابق با آنها زندگی نمیکند، اسمش میشود زندگی نزیسته. در موقعیتهایی مثل سالگرد تولد که این زندگی نزیسته به آدم یادآوری میشود، غم بیشتر نمایان میشود.
بخشی از قضیه به بیرون از ما برنمیگردد؟ در جامعه آدمها براساس دستاوردهایشان سنجیده میشوند، دستاوردهایی که طبق قوانین نانوشته باید در سنین مشخصی کسب شوند.
سوال دقیق و درستی است. ما در خلأ زندگی نمیکنیم؛ درخصوص اجتماعمان، با ارزشها و کلیشههای اجتماعی احاطه شدهایم اما در نهایت این ما هستیم که تصمیم میگیریم براساس این کلیشهها زندگی کنیم یا خیر. مثلا درباره پیشرفت مالی در ایران، دچار سندروم «پ پ پ» هستیم؛ منظورم از این اصطلاح خودساخته، این است که جامعه از فرد توقع دارد «پول پیش یک خانه را جور کن، بعد یک پراید بخر، بعد پراید را به پژو تبدیل کن و «پ»های دیگر». یا مثلا در زمینه تحصیل، سندروم «ک ک ک» یعنی همان کنکورهای پیاپی را داریم که فرد به خودش تحمیل میکند یا تحمیلش را از سوی اجتماع میپذیرد. چه کسی گفته ما باید از نردبانهایی که اجتماع تعیین کرده، بگذریم؟ وقتی ارزشهای شخصی فدای این کلیشهها میشود، یعنی مثلا کسی که یادگیری برایش مهم است ولی خودش را اسیر «ک ک ک» میکند، عقب ماندن از این کلیشه در موقعیتی مثل سالگرد تولد، اذیتش میکند.
طبق گفته شما در خلأ زندگی نمیکنیم، پس چطور میتوانیم درگیر کلیشههای اجتماعی نشویم؟
درست است که ما در شعاع ارزشهای تعیینشده از سوی اجتماع قرار داریم ولی درنهایت این ماییم که تصمیم میگیریم. این تصمیم، هزینه هم دارد. سخت است آنطوری که اجتماع بر من تحمیل میکند نباشم یا بخشی از خواسته اجتماع باشم که با ارزشهای شخصیام سازگار است ولی میارزد. ارزشش هم به این است که موقع مرور زندگیام، ببینم روندی که در پیش گرفتهام، همانی است که همیشه میخواستهام.
اگر به آن سمت قضیه یعنی خوشحالی از تولد دقیق شویم، آیا این جشن گرفتن نوعی واکنش دفاعی دربرابر مرگ نیست؟
غم روز تولد، معمولا ناشی از حسرت است؛ از اینکه برمیگردم و زندگیام را نگاه میکنم و میبینم چیزی نبوده که من میخواستهام وگرنه اضطراب مرگ اتفاقا حس سالمی است. لازمش داریم به این دلیل که بدانیم وقتمان محدود است، باید کارهایی انجام بدهیم و بعد هم برویم. بدون مرگ و اضطراب مرگ، زندگی بیانتهایی که هروقت دلمان بخواهد کارهایی در آن انجام بدهیم، معنی ندارد. درواقع ترس از مرگ، ترس ناسالمی نیست که بخواهیم سرکوبش کنیم. اگر این زندگی را، از وقتی که در اختیار خودمان است یعنی از نوجوانی به بعد، پرشور زندگی کردهباشیم جشن گرفتنش عجیب نیست. اما اگر این جشن، بعد از تجربه کردن آن غم باشد میتوان آن را بهعنوان واکنشی دفاعی درنظر گرفت.
کسانی که سالگرد تولد، غمگینشان میکند باید نگران خودشان باشند؟
بهنظرم میشود بهعنوان یک فرصت به آن نگاه کرد. بخشی از وجودشان دارد هشدار میدهد که تو انگار خیلی از آنچه از زندگیات گذشته راضی نیستی. به قول خانم «توران میرهادی»، غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کن. این جمله البته آنقدر در فضای مجازی تکرار شده که به ضد خودش تبدیل شدهاست ولی این وجهش را که کنار بگذاریم، حرف خیلی درستی است. اندوهی که این افراد تجربه میکنند، غم بزرگی است ولی میشود به عاملی تبدیلش کرد که فرد سالهای پیش رو را با ارزشهای شخصیاش زندگی کند.
اگر میتوانست مطابق ارزشهای شخصیاش زندگی کند، این کار را نمیکرد؟
فقط بحث توانستن نیست؛ باید انتخاب کند و هزینههایش را هم بپردازد. فرض کنیم میخواهید با اسکی از نقطه الف به نقطه ب برسید. یکی با بالگرد میآید و میگوید تو را میرسانم. همراهش میروید؟ در این مثال چیزی که اسکی کردن به شما میدهد، ارزش است و نقطه ب، هدف. برای پیداکردن ارزشها، باید بفهمیم روندهایی که بهمان انرژی و خوشحالی میدهد، چه چیزهایی هستند و نه هدفها. بعضیها برای خودشان هدفهای الف و ب و پ را تعیین و تصور میکنند با محقق شدن آنها خوشحال خواهند بود. ولی بعد از رسیدن به آنها، ممکن است به این نتیجه برسند که چقدر بیمعنی بودهاند. دلیلش هم این است که راه را با بالگرد، رفتهاند. برای همین، معتقدیم پیداکردن ارزشها مهم است اما چطور این کار را بکنیم؟ بعد از مشخص کردن هدفها، وجه مشترک همهشان را شناسایی کنیم. وجوه مشترک، همان ارزشهاست. این کار به کمک گرفتن از یک متخصص نیاز دارد. اگر غم عمیقی را تجربه میکنم، یک درمانگر وجودی میتواند به من کمک کند ارزشهایم را پیدا کنم و به اجرای آنها متعهد شوم. حسرتها بههرحال وجود دارند ولی وقتی مطابق ارزشهای شخصی زندگی کنیم، افتخارها بر افسوسها غالب خواهند بود.

ضمن تشکر از بیان دیدگاه خود به اطلاع شما رسانده می شود که دیدگاه شما پس از تایید نویسنده این مطلب منتشر خواهد شد.
دیدگاه ها ویرایش نمی شوند.
از ایمیل شما فقط جهت تشخیص هویت استفاده خواهد شد.
دیدگاه های تبلیغاتی ، اسپم و مغایر عرف تایید نمی شوند.